دلیل هفت از ۴۴

دانلود فیلم آویزان شدن بنر مرگ بر خامنه ای در ایران

جایگاه عدد هفت در فرهنگ ایران و جهان و پیرو آن  باز شدن این عدد در بخشهای مهمی از زندگی شاید این نکته را در نظر می آورد که این نوشته هفت روز پیش از یک واقعه مهم میبایست نوشته شده باشد که دقیقا اینچنین است

به موضوع هفت برگردیم و اشاره ای کوتاه به نقش هفت در فرهنگ انسانی

 هفت امشاسپندان ، هفت آتشکده، هفت هنر،‌هفت تنان،هفت قلم آرایش ( وسمه،‌سرمه،نگار،‌خچک،زرک،غازه، سپیداب) ، هفتابیجار، هفت آب ، هفت اورنگ، هفت اختر، هفت پرده، هفت اقلیم، هفت نت موسیقی، هفت دستگاه موسیقی، هفت در ریاضیات( هم فرد است هم طبیعی است و هم اول است)، هفت علوم انسانی (علوم سبعه)،‌عجایب هفتگانه طبیعی، هفت الوان، هفت گاو لاغر که هفت گاو فربه راخوردند( خواب فرعون)، هفت سنبله لاغر و هفت سنبله پر، هفت سال قحطی مصر، هفت ایل قزلباش، هفت پایه(گردون)، هفت پیکر( نام یکی از پنج منظومه نظامی گنجوی) ، هفت شهر عشق،‌ هفت چشمه،‌ هفت خط جام جمشید( جور و بغداد و بصره و ازرق و اشک و کاسه گر و فرودینه)، هفت خط( ثلث،‌محقق، توقیع ، ریحان،‌رقاع ،‌نسخ،‌تعلیق) هفت خوان، هفت سین ،  هفت ملت ، هفت سامورایی( ساخته آکیرا کوروساوا)، هفت برگ،‌ آش هفت دونه هفت گیاه( ایران باستان) ، هفت ارکان، هفت مرده، هفت مام، هفت فلک، هفت سیاره، هفت تیر( اسلحه)، هفت مهر( ادیب الممالک فراهانی گوید: آدمی را چو هفت مهر به دل- نبود کم شمار از اهریمن / مهرناموس و زندگانی و دین-عزت و خاندان و مال و وطن) هفت گز( که منسوب است به ابوسعید ابوالخیر: گرملک تو شام و گر یمن خواهد بود – وزسرحد چین تا به ختن خواهد بود/ روزی که از این سرا کنی عزم سفر – همراه تو هفت گز کفن خواهد بود) و این پایانی را به خامنه ای بی همه چیز میگویم که اینچنین ظلم و ستم و جفا و ناروایی و دروغ و ناراستی و نامهربانی را رواج داده است در سایه غرور و کم آگاهی خودش و القاهایی که از یک فرهنگ سخیف ضد آزادی و انسان در حوزه های کثیف مذهبی آموخته است و پیوند حاجی و آخوند را در ترکیب حاجی آخوند بروز میدهد. ننگ به حاجی و ننگ به آخوند

مبحث به این خوبی را میتوانیم در خصوص هفت به پیش ببریم و اثرات هفت در زندگی و محاسبات و بستگی و وابستگی هایی که فرهنگ انسانی برای عدد هفت برای خودش ایجاد کرده است وگرنه خود ۷ در طبیعت به خودی خودش وجود ندارد و ما به وجود آورنده آن بوده ایم- درست مثل نتهای موسیقی دو – ر – می- فا – سل – لا – سی ،‌بله البته هفت درخت و هفت خانه و هفت هواپیما را داریم و یا هفت میوه ولی اینکه خود ۷ در طبیعت به خودی خودش وجود داشته باشد ،‌چنین نبوده است ولی ما اینهمه مصرف آنرا ایجاد کرده ایم و آنرا ساخته ایم

پیشنهاد من به دربار فاسد دستگاه خامنه ای جنایتگار این هست که عدد هفت را که میتواند مبنای تغییراتی باشد ، سرلوحه مرام و انسانیت خودشان قرار دهند و همانگونه که وی انگلیسی به عنوان حرف نخست واژه ویکتوری سمبل پیروزی هست (که دقیقا نیز مثل هفت میباشد)، یک پیروزی برای خودشان و ایران و جهان بیافرینند ( حالا این احمق های دستگاه خامنه ای هم خیلی حرف گوش کن هستند و همین حالا میگویند چشم امر بفرمایید) و هفت کار را بکنند که بتوان وارد جزییات شد و هر ایرانی باشرفی که پیدا بشود گوشه ای از کار را بگیرد و به شعاع هفت متر مربع پیرامون خودش را سرشار از شادی ،‌ سرور ، شادمانی ، عشق ورزی، مهربانی، دهشمندی و خردورزی بسازند تا هفت پیکره همبودگاه جانی تازه بگیرد و حالا هفت کاری را که نسخه میکنم به دستگاه منحوس و ظالم خامنه ای

 یک ) رعایت حق زندگی دیگران

دو ) منع شکنجه و برده داری

سه ) آزادی بیان و فکر تا تحقق آزادی و حقوق فردی ، محدودیتهای قانونی به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران ایجاد شده تا پیش شرط های عادلانه اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک همبودگاه مردمسالار تامین گردد

چهار) رعایت برابر سزاوار بودن هر انسان ایرانی برای یک زندگی با استاندارهای  قابل قبول برای تامین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش از جمله تامین خوراک و پوشاک و مسکن و مراقبتهای پزشکی و خدمات و تامین اجتماعی تحت یک مدیریت نوین ، علمی و کار آمد

پنج ) آموزش و پرورش رایگان در اختیار همگان . آموزش و پرورشی منبی بر اصول علمی و مدرن

شش) پاسداشت فرهنگ و هنر انسان پرور ایرانی و حفظ  تمامیت ارضی ایران و خاصه برنامه ریزی برای بازگشت کشورهای وارث تمدن ایرانی به آغوش مام میهن

هفت ) پیش بینی ،‌ پیشگیری ، برنامه ریزی وآماده سازی برای آینده با برنامه ریزیهای علمی و انسانی برای پیشرفت و پیشبرد و بهبود زندگی عامه مردم ایران در درون و سراسر دنیا و سپس کمک به انسانهای دیگر

خامنه ای ضحاک که زندانت پر از جوانهای نازنین ایران زمین هست و خیابانهایایران عزیزمان پر از جوانهایی که بدون برنامه ریزی کلان در یک مدیریت ضعیف و احمقانه مذهبی شیعی ، کشور و نیروهای شکوفای آنرا در جهت اهداف استعمار گران به هدر داده ای؛ زمان آن رسیده است که صدای مرگ بر خامنه ای را بشنوی و به دامان فرهنگ ایران برگردی- فرهنگی که یکبار امتحان خودش را پس داده است و باز پس از هزاره ها در پی زیاده خواهی برخی و عدم رعایت اصول فرهنگ ایرانی دوباره به دام بلا افتادیم/ خامنه ای تا هنگام داری و پیش از اشلو شدنت به دامان فرهنگ ایران برگرد

ننگ به همه آن مثلا ایرانیهایی که چشمشان را به اینهمه معضلات ایران و مشکلات حقوق بشری میبندند و اختگانی هستند که فقط ناظر میباشند بدون آنکه بخواهند بدانند و بفهمند که کل در احکام مربوط به کیفیت تابع اجزا خودش میباشد و چه ننگ آور است که برخی از ایرانیان امروز خود انیرانی هستند و شمار آنها نیز کم نیست

حیف که وقت و انرژی و نیرویم اینچنین بایستی هدر برود چون پدران و مادران احمق ما و هم نسلهای آنان هنگام شور بیشعور ۵۷ بدون هیچ آگاهی از شرایط جهانی و در یک مستی احمقانه کامل بجای درست کردن معضلات تک تک خانواده ها و شناخت و بازشناخت خودشان  و شروع به پرورش نسلی بر مبنای اصول علمی و مدرن خواستند دست به تغییرات کلان اجتماعی بزنند و در یک روند همه چیز از بالا درست میشود میتوانیم در امروز نتیجه آن حماقت نسل پیش از خودمان را یبینیم. احمقهایی که هنوز برخی از آنها در جامه پوفیزیسیون( اپوزیسیون ناکارآمد)،‌ فرزند این و آن بودن، آخوند و مداح بودن ،‌ پادو و نوکر و کلفت این و آن بودن ، عمله دستگاه زور بودن و خود فروختگانی به سیستمهای درونی و بیرونی که هیچ اعتبار و بزرگواری برای ایران فراهم نکرده اند

گاهی به مدیریت ناکارآمد بایستی گفت نه. با همین قاطعیت و به همین محکمی. چه در سطح خانواده و بزرگترهای خانوادگیمان و چه در سطح کلان و مدیریت شهری و کشوری. به همین دلیل من خلبان که پرواز را رها کرده ام و نمیتوانم آزادانه در آسمان پرواز کنم وقتی که خاک کشورم اسیر تفکر متحجر مذهبی شیعی اسلامی هست با صدای بلند میگویم مرگ بر خامنه ای

 چه در خانواده و کسانی که تفکر خامنه ای را ترویج میدهند و عشق را کشته و میکشند

و چه در سطح کلان و همبودگاه که خامنه ای قاتل و بی همه چیز یک ضحاک زمان هست که روزانه دستش به خون انسان آلوده هست

با تلاش برای رسیدن به بنیان آزادی در ایران و حفظ آن

خلبان آرشید مطیع قوانین

دلیل شش از۴۴

در بخش پیشین گفتیم که دنیا بدون اسلام خیلی راحت تر بود و جنگ و خونریزی و کشتارش نیز کمتر ولی نبایست این اشتباه را بکنیم که مسیحیت یا یهودیت سر منشا اسلام و ادیان سامی همگی در یک خط با خدای خونخوار و نگران و عصبانی هستند

بعنوان مثال کشتار و خونریزی خدای دیوانه قرآن را در نظر داشته باشید که انسانها را زجر میدهد میکشد و دوباره زنده میکند که دوباره زجر بدهد. شما یک کاردستی درست میکنید با مقوا و زیر پا له میشود چقدر دلتان میسوزد حالا خدای خشک ادیان سامی همه اش بزند و بکشد و زجر بدهد!‌نمونه تلطیف شده اش را هم داریم که همه مشکلها را پسر خدا بایستی بکشد و مسیح را به زجر میکشد البته این مسئله را هم در مورد ابراهیم و پسرش اسماعیل داریم که بعد کشتن نخستین پسر خانواده جایش را به سر بریدن  بخشی از آلت مردانه در آمد که خدا خشنود بشود و بعد هم کلی مطالب علمی و پزشکی برایش ساختند!‌بلی داشتم میگفتم که مسیحیت نیز در پایان هر هفته مثل گروهی خونخوار و آدمخوار در کلیسا به صورت نمادین شراب را بعنوان خون مسیح میخورند و یا نان مقدس را به عنوان بدن مسیح و واقعا چندش آور هست وقتی کاری را انجام بدهی و زیرپایه های آنرا نخوانی و ندانی

در مورد یهودیها نیز کافی هست که بین آنها زندگی کنید ،‌خیلی فرقی با حزب اللهی های دو آتشه خودمان ندارند البته همین آیین مزدیسنی نیز حزب الاهورایی دو آتشه زیاد دارد دقیقا با همان مشخصات یهودیها و جوجه حزب اللهی ها – پیراهن رو و انگشتر عقیق در دست با یقه چرک و فکرهای بسته

در مورد بهایی ها نیز واقعا حالت تهوع به آدمی به دست میدهد که بخواهی حرف بزنی چون این گروه نیز آنقدر تشخیص نمیدهند که این منافعی و این جمعیت هفت میلیون و نیمی که در عرض صد و پنجاه سال جمع شده اند بنیادش و پایه اش خنثی کردن و منحرف کردن نهضت مشروطه در ایران بود ،‌یعنی سربلندی یک کشور و آزادی و آزادگی پروری یک کشور هزینه اعتقادی میشود که هر روز بیشتر از دیروز سعی در مظلوم نمایی آنها میکنند و دروازه های جهان را بر روی آنها بازکرده اند و باز هم با کمال تاسف میبینیم که بخش زیادی از این جماعت سوء استفاده کننده  هم تقاضاهای پناهندگی هایشان را به نام بهایی میدهند و هم اینکه پاسپورتهای ایرانی نکبت بار جمهوری اسلامی را در جیب میگذارند و در سفر دایم به ایران هستند

در خصوصعلی محمد شیرازی (‌باب) و اقامت  او در بوشهر از ۱۸ تا ۲۱ سالگی که به تجارت مشغول بود و سپس به کربلا رفت و شاگردیکی از سران شیخیه شد بنام سید کاظم رشتی و اینکه چرا در پایان آبش با انگلیسیها در یک جوی نرفت و بابیه و بهایی در اینجا دچار آشفتگی شدند- سیستم محفل نه نهی که محافل بابی انجام میدهند و مبنای عدد نوزده در محاسبات آنها و طرح جامع استثماری که به پیش میروند و با توجه به شکست اخلاق و ترویج فرهنگ دو رویی در بین آنها مخصوصا جوانانشان که همه کارهایی را نهی شده است به واسطه دینشان انجام میدهند ولی رویه سازی میکنند. به هر روی درد زیاد است و خاین زیاد تر و شاید اگر آگاهی مردم بالا برود و این امکانات فراهم بشود که خودمان یک بار به خودمان فکر کنیم و ریشه بدبختی های خودمان را تشخیص بدهیم ،‌به افتخارهای خودمان دست پیدا خواهیم کرد

و جای بسی  تاسف هست وقتی که انگلیسیها مانکجی ایمجی هاتریا را به ایران فرستادند و او نیز نهایتا نام درویش فانی را پس از دیدار«رحمت علی شاه» – قطب دراویش نعمت اللهی – در ماهان – روابط دوستی عمیقی با وی به هم زد را برای خود برگزید. هدف او امتداد استعمار انگلیس در ایران بود با یک سرفصل جدید و البته سرقت آثارباستانی ( خرید) شامل کتب و نسخ دست نویس – سکه ها و … و انتقال آنها برای اربابانش  را نبایست فراموش کرد به انضمام کارهای بسیار دیگری که انجام داد و از حوصله این مقال خارج هست

درد بیشتر اینکه من بایستی در دل لندن بنشینم و این مطالب را در مورد استعمار پیر بنویسم یعنی پناهنده شدن به خاک دشمن از دست دشمن خانگی/ این بخش دیگر خیلی درد ناک هست

پس در یک بررسی اجمالی به این نکته رسیدیم که همه ادیان مطرح جهان شامل زرتشتی گری ،‌و ادیان سامی گری بازیچه ای برای گروه هایی شدند که خیلی هوای همدیگر را هم دارند

مردم ایران به اصالت خودشان برگردند یعنی اینکه اندکی آگاهی هایشان را با خواندن برگ هایی از تاریخ بالا ببرند ،‌نگاهی به فلسفه زرتشت داشته باشند که یک مرد خردمند از آن خطه بوده است و اگر زرتشت را امروز بر روی زمین می آوردند سواد یک پسر هفت هشت ساله از اینترنت و موبایل نسبت به زرتشت آمده از چند هزار سال پیش بیشتر بود ولی حرف حسابی که زده است با خرد خود در سخنان من بنگرید و راه نیک و بد را بپذیرید. فلسفه زرتشت بعنوان یک خردمند ایرانی میتواند نقض حرفهای خودش یا حرفهایی که به او نیز نسبت داده اند هم باشد و این یعنی پایان خشکه اندیشی

گروهی از زرتشتیان پارسی که نوکر چشم و گوش بسته انگلیسی ها هستند در یکی از فرمهای پذیرش خودشان بخشی را دارند که اگر امروز خود زرتشت هم بیاید و بخواهد عضو آنها باشد به وی اجازه نخواهند داد چون حرف نخست آنها این هست که فرد مذکور بایستی زرتشتی زاده باشد و این خیلی خیلی مسخره هست

آیین زرتشت هم به تنهایی خودش نمیتواند نجات دهنده و نگه دارنده باشد چون کمااینکه آیین رسمی کشور در دوران ساسانی زرتشتی بود ولی دیدیم که چه نکبتی بر سر ایران بارید و چگونه خیانتها شروع شد و مقاومتها هنوز ادامه دارد در برابر حمله وحشیانه اعراب و ایران و فرهنگش دمار از روزگار اسلام در آورده است و اینجا یاد شیرمرد بزرگ ایرانی ،‌پیروز نهاوندی یا ابولوءلوء را  گرامی میدارم که بخشی از انتقام ایران و ایرانی را از عمر بن الخطاب گرفت،‌دستش درد نکنه ولی کار امروز ما انتقام گرفتن نیست ،‌کار امروز ما آزادسازی ایران هست و رهایی اندیشه ایرانی از تمامی زنگوله های استثماری و استعماری  و پیشبرد انسانیت و ارزشهای اخلاقی انسانی در ایران

وگرنه اگر به حساب نیروهای مستشاری و یا کشور گشایی مدرن باشیم که حکومت ننگین جمهوری اسلامی نیز در حال حاضر در کل منطقه ( سوریه – بحرین – یمن – عراق و آفریقای جنوبی و .. ) حضور مستمر دارد و ضمنا فراموش نکنیم که همین حکومت ننگین جمهوری اسلامی ایران هست که در حال حاضر ضامن تمامیت ارضی ایران هست وگرنه ایرانیان خودفروخته بی بی سی نشین و وی آو آ نشین که تمبان خودشان را هم بالا نمیتوانند بکشند چه بخواهند که کشور را نجات!‌دهند

در مورد چپی های چپول نیز دیگر هیچ نمیگویم که حزب و گروه و فکر به این خاینی ( مخصوصا توده )‌در تاریخ اخیر ایران کم مانند هست

پس در یک جمع بندی کلی گفتار نیک – اندیشه نیک – کردار نیک بعنوان مبنای آموزه ای هست که یک انسان بنام زرتشت از خودش برای ما به یادگار گذاشته است و این درجنگ دایم با بدی ها هست و هر انسانی که جنگ با بدی را به کناری بگذارد و خنثی زندگی کند،‌ طبعا نمیتواند خودش را زرتشتی بنامد،‌ زرتشتی گری یعنی سربلندی و آزادگی یک ایرانی آزاده که فرهنگ جهان و با تاکید میگویم که فرهنگ جهان وامدار فرهنگ انسانی ایران هست و بهتر است به فکر ماشین بهتر و خانه بهتر و …. نباشیم و به فکر ایران عزیزمان باشیم چون آخرین مدل ماشین را هم که امروز سوار بشویم پنج سال دیگر این مدل ماشین قدیمی شده است

در این بخش یهودی و مسیحی و مسلمان و شیعه و بهایی را همه به توپ بستم و گفتم که منشاء آنها کجاست و این ملاکی نمیشود که بگوییم فقط دیدگاه زرتشتی گری برتر هست بلکه شاید انسانی درگوشه ای از دنیا با گفتار نیک – کردار نیک و اندیشه نیک زندگی بکند و یا اینکه هیچ دینی نداشته باشد و یا اصلا از نام زرتشت خبر نداشته باشد- درگیر شخص و حادثه نبایست بود بایستی به عمق اندیشه رسید ولی ببینیم که آیا صاحبان زر و زر و روز  میگذارند؟

عشق به میهن و فرهنگ ایران را نمیتوان با زور و دشنه و ترس از آتش جهنم به آدمها تحمیل کرد،‌عشق کلا تحمیلی نیست بلکه یک خواستن هست که میتواند زمانی نیز در سکوت و دوری هم برگزار شود

در بخش بعدی که دلیل هفت از چهل و چهار خواهد بود باز به مطالب عددی و تاریخی فرهنگ ایران اشاره خواهیم نمود

خامنه ای بعید میدانم که اینهمه آگاهی از تاریخ و فرهنگ کشور ایران داشته باشی ولی اگر این آگاهی ها را داری و سکوت کرده ای بسیار بزدل و ناراست هستی و طبعا هر ایرانی که این آگاهی ها را داشته باشد و سکوت بنماید- یک زندگی یکباره هست و مطمین باشید که پنج دقیقه قبل از مرگتان بر روی تختهای بیمارستانهای درون و برون ایران در کهنسالی به حرف من خواهید رسید که چقدر مفت زندگی را باختید به آجر و سنگ و سیمان و آهن و کاغذ و درون خود و فکر و اندیشه تان را فروختید به چیزهایی که ارزشمند نبودند و پس از مرگتان در دست وراثی خواهد بود که میخورند و می پاشند و به شما میخندند از آنهمه بی عرضگی و درماندگی

شاد و تندرست باشید

به یاد تمام آزادگان ،‌جانبازان،‌جان باختگانی که با سربلندی برای ایران ایستادند

چه در درون سیاهچالهای رژیم ننگین اسلامی و چه در جبهه های جنگ و سیاهچالهای دشمنان ایران

پاینده ایران آزاد و ایرانیان آزاده

خلبان آرشید مطیع قوانین

دلیل ۵ از ۴۴

زدن خامنه ای و یا اشلو کردن او بدون اشلو شدن خیلی ها که حتی خودشان هم فکر نمیکنند دامنه و امتداد و یا مبدا وجود خامنه ای هستند ، امکان ندارد

اشلو شدن خامنه ای برای یک همبودگاه و یا جامعه نیاز به اشلو شدن بخشی از خود درونی تک تک افراد همبودگاه دارد که بروز دهنده تفکر خامنه ای مآبانه هستند. و بزرگترین جایگاه بروز تفکر خامنه ای مآبانه کم آگاهی یا ناآگاهی هست. کم آگاهی از فرهنگ و هنر و تاریخ سرزمین ایران ،‌کم آگاهی از تاریخ پر شکوه و گاه کم شکوه آن ، به هر روی پیچیدگی اشلو شدن خامنه ای و شیعه با اسلام نیز یکی از مشکلاتی هست که به آن میپردازیم

با توجه به دلیل پنج از ۴۴ در اینجا اشاره ای به پنج گاه ستایشی میکنیم که سلمان پارسی به محمد یاد داد. در فرهنگ ایران و آیین زرتشتی پنج گاه نیایش اهورا مزدا انجام میشده است با نامهای

هاون‌گاه، از برآمدن آفتاب تا نیمروز: واژه « هاون » همان کلمه هاون امروزی است و از ریشه اوستایی به معنی « فشردن» آمده است، چون بامدادان و هنگام برآمدن آفتاب، موبدان گیاه سپندینه هوم را می‌کوبند و با آدابی ویژه از آن شربتی تقدیس شده فراهم می‌آورند‌

رپیتون‌گاه (یا گاه رفتون) از نیمروز تا سه ساعت پس از نیمروز: از روز اورمزدوآبانماه یعنی آغاز زمستان بزرگ (بیست و پنجم مهر ماه تقویم رسمی) تا پایان سال، گاه‌رفتون وجود ندارد و خواندن نماز گاه‌ رفتون جایز نیست. گاه هاون در این روزها از برآمدن آفتاب تا سه ساعت پس از نیمروز می‌باشد، یعنی با کوتاه شدن طول روز گاه هاون جایگزین گاه رفتون میشود. در یکم فروردین‌، گاه رپیتون به جای خود باز می‌گردد

اوزییرین گاه (یا گاه ازیرن)، از ساعت سه پسین تا فرو رفتن آفتاب: اوزیر واژه‌ای مرکب است. اوز به چم « بیرون، آن سوی»، و ایرن به چم «‌روز» است و روی‌هم‌رفته به چم «‌پسین‌، آن سوی روز» است.

اییویسروثریمه‌گاه (یا گاه ایوه سریترم)٬ از فرورفتن آفتاب و پیدا شدن ستاره شامگاهی در آسمان تا نیمه شب: اییویسروثریمه احتمالاً به چم «آهسته فرا رسنده» است. در بندهش در توضیح این گاه چنین آمده است: «هنگامی که ستاره موجود در آسمان آشکار شد تا نیمه شب‌»

اوشهینه‌گاه (یا گاه اشهن)، از نیمه شب تا بر‌آمدن آفتاب: واژه اوشهین از واژه اوشاه به معنی « سپیده‌دم‌» گرفته شده است. گاه اشهن بنام روز قبل خوانده می‌شود. یعنی آغاز روز از بر آمدن آفتاب در گاه هاون در نظر گرفته می‌شود

حال آنهایی که تا بحال نمیدانستند چرا مسلمانان پنج بار نماز میخوانند میفهمند که سلمان پارسی آنرا به محمد آموزش داده است و یا محمدامین که سواد خواندن و نوشتن و محاسبات کاروانداری نیز داشته است در سفرهای خودش به خارج از حجاز دیده بوده است و البته نام نماز نیز کاملا ایرانی هست و حتی دست و روی شستن و یا آبدست نمودن و یا وضو گرفتن نیز از فرهنگ ایران به اعراب رسیده است

پس ایرانی که میخواهی به زبان عربی کلمه هایی را بگویی که مفهوم آنها را نیز نمیدانی اندکی بیندیش و به خودت بگو که چرا یک ایرانی بایستی به زبان عربی که نمی فهمد با خدایش گفتگو کند اگر نیاز داشته باشد که به خدا اعتقاد داشته باشد چون علم و دانش تا آن حد پیشرفت کرده است که بتوان نام و یاد خدا را به چلنج یا بحث کشانید ،‌خامنه ای که ضحاک زمان هست او سر جای خودش که به راحتی میتوان یک انسان را به چلنج کشید. پس در این بخش پنج از ۴۴ به موضوع پنج گاه نیایش میپردازیم که از فرهنگ ایران به اسلام و شیعه رفته است و اگر همه ایرانیان این را میدانستند و شرافت و اخلاق راستی و درستی هم پا برجا بود باز آيا فکر میکنید که یک نفر در روز جمعه پشت سر یک آخوند میرفت برای خواندن نماز جمعه. اگر مردم آگاه بشوند و اجازه ندهند به خود فروختگان بی بی سی مغز و وی او آ چشم و گوش و … طبعا طرح خوب اقتصاد مقاومتی ( تولید – اشتغال) میتواند مورد حمایت ایرانیان آزادیخواه نیز قرار بگیرد مخصوصا وقتی که پایه های اساسی حقوق بشر در نهاد جامعه ایران ریخته بشود و طبعا همینجا هست که خامنه ای بایست اشلو بشود تا حقوق نخستین انسانی که فرهنگ ایران زاینده آن هست بتواند جایگزین این حکومت جهل و جنون آخوندی – شیعی ( اسلامی)‌بشود/ فقط یک لحظه فکر کنید که دنیا بدون اسلام چقدر آسوده تر بود…… ادامه در بخش شش از ۴۴

این را هم می آورم اگر نیاز بود به کودکان یاد بدهید تا بتوانند بهتر به خاطر بسپارند که چه گاهی را در زمستان نداریم و گاههای دیگر کی هستند؟ برای نیایش خدا آزاد هستید و با هر فکرو زبانی میتوانید آنرا انجام دهید فقط مهر کنیدو فکر نکنید با آزار دادن خود و یا دیگری و فکر کوتاه مثل المغضوب و الضالین دارید نیایش خدا را میکنید،‌خدای ایران خدای مهر و دوستی و مهربانی هست و اون مغضوب و ضال را به خدای سنگی اعراب که خیلی هم اصرار دارند که بگویند و حقنه بکنند که خدایی به غیر از او نیست ! ولی هست ،‌( مثل پول ،‌ماشین ،‌خانه ، هواپیما و … اینها همه خداهای نوین هستند )بسپاریم( دقت کرده اید که عرب چه اصراری دارد که بگوید لا اله الا الله !‌حالا اگر اسم پدر محمد عبدالصمد بود همه مسلمانان میگفتند لا اله الا الصمد ! ) – بر قرار باشید

من که هسـتم زرتشـتی
دارم سـِدرِه و کُـشـتـی

هــر روز از دل و جونـم
پـیـش خـدای خـوبـم

پنج بــار، در شـب و روز
یـادِ اورمـزدِ پـیــروز

دست و رویم می شـویم
پیرهن ِخوب می پوشم

* * * * *

وقـتـی سَـر زَد سـپـیده
گاه هـــاوَن رســـیـده

تا ظهر مـا مـی تـونیـم
هـاوَن گاه رو بخـونیـم

بعـد از هاوَن ، رَپـیـتوَن
مـی یـاد بـَرا تو و مـن

رَپیـتوَن هستش تا ســه
بعدش اُزیرَن مـی رسـه

* * * * *

بـایـــد یـادم بـمــونــه
ایـن نکـتـه که آســونه

از آبــان مــاه تـا نــوروز
رَپیتوَن نداریـم هــر روز

تـو پایـیــز و زمســتـون
هاوَن تا ۳ اسـت، بـدون

گـاه اُزیــرَن همـیـشـــه
هستش تا که شب بشـه

* * * * *

وقـتی هــوا تاریــک شـِه
اَیوی سَروترِم گاه می­شه

این گاه تا نیمه شب هست
تا ســاعــت دوازدَه سـت

از نـیـمــه شـب تا فــردا
می رســه آخــریـن گاه

اُشـیهـن نــام این گاهــه
تا آفـتــاب دَرآد دوبــاره

* * * * *

اینــا پنــج گـاه ِ نمـازه
نیـایــش چـــاره سـازه

 پاینده ایران آزاد با ایرانیان آزاده و سربلند

خلبان آرشید مطیع قوانین

دلیل ۴ از ۴۴

چون شان سه که در بخش قبلی گفتم در فرهنگ ایران خیلی بالا هست و چهار نیز جایگاه بسیار ویژه ای در فرهنگ ایران و مخصوصا برای من دارد مثل چهار آخشیج یا چهار عنصر ( آب ، باد ، خاک ،‌ آتش ) که از عناصر بنیادین شکل دهندگی زندگی میباشند و جاودانگی در آنها مفهوم پیدا میکند، پس وقتی که سه  تا ۴  پشت سر هم بیایند شان آن سه چهار خیلی بالا هست و ۴۴۴ همیشه عزیز بوده و عزیز هست و عزیز خواهد بود علاوه بر آنکه سه را به چهار بیفزاییم میشود هفت که باز هم شماره هفت جایگاه ویژه ای در فرهنگ ایران دارد که فرهنگ جهان از آن وام گرفته است

آنان هم که به این بازی اعداد میخواهند بخندند خوب بهتر است حواسشان را جمع کنند که اگر هوای شماره و عدد ها را نداشته باشند ،‌عدد همیشه با انسان همراه هست. پس بهتر است حواسمان به عددهای پیرامون باشد مخصوصا سالهایی که میگذرند و کاری برای خود و کشور گرامی مان و بهتر شدن حالش نمیکنیم که اگر حال ایران خوب بشود،‌حال جهان خوب خواهد شد

 پس حال که چنین است نام ننگ آنکه این وب سایت را به مرگش خوانده ایم و ولایت وقیح هست را به این زیبایی و صفای عددها و مخصوصا ۴۴۴  پیوند نمیدهم و برای این بخش : دلیل ۴ از ۴۴ را با سکوت سپری میکنم که به قول مارگوت بیگل : «سکوت سرشار از ناگفته هاست…»  و فقط یک نگاره میگذارم تا درس عبرتی برای ضحاک خونخواری باشد که عشق را فراموش کرده است و همه شده است خشم و قهر و   توهم/  ای ضحاک زمان تا هنگام داری به دامان فرهنگ ایران برگرد که صد سال دیگر همه ما خوانندگان این متن ،‌استخوانی بیش نیستیم و نامی اگر بتوانیم نامی نیک از خود بجا بگذاریم

پس تا فردا بدرود و همیشه پاینده باد ایران آزاد و انسان ایرانی آزاده

خلبان آرشید مطیع قوانین

دلیل سه از ۴۴

با توجه به اهمیت شماره ۳ در فرهنگ ایران تصمیم گرفتم که یکی از مقاله های چاپ شده درون ایران را که مربوط به دکتر خ. محمودی میباشد را در این بخش بیاورم. ذکر این نکته را هم لازم میدانم که در فرهنگ ایرانی میگوییم تا سه نشود بازی نشود، سه رنگ پرچم شیر و خورشید، سه تار،‌ پرسه زدن، سه شدن، گفتار نیک ،‌اندیشه نیک ، کردار نیک که یک مبنای سه تایی هست و توضیحات بیشتر در تصویرهای زیر میتوان به صورت موجز برنام را پیگیری نمود. تاثیری که فرهنگ غنی ایران بر اسلام نیز داشته است گفتن سه بار کلمات ذکر در رکوع و سجود و یا در بخش پایانی نماز عربی هست و حتی دست دادن پس از پایان نماز عربی که باز بخشی از فرهنگ ایران هست، یعنی من حیث المجموع فرهنگ عربی نتیجه آموزشهایی هست که سلمان پارسی به محمد فرزند عبدالله( بنده الله و پیش از زایش محمد او بنده الله بوده است و حتما الله بتی بوده است که هم اکبر داشته و هم اصغر) که این البته موضوع اسلام هست و در این مقال وارد آن نمیشوم بلکه برنام شاخص ما در این بحبوحه شیعه هست که اسلام نیست و اینکه خود اسلام زیر پرسش هست به مقال های آینده بازخواهد گشت که پس از آزادی ایران عزیزمان و در تصفیه حساب یکباره تاریخی با آل سعود به آن توسط نسلهای آتی پرداخته خواهد شد. پس ما در این مقال به جایگاه عدد یا شماره سه در فرهنگ ایران از دید یک انسان فرهیخته ایرانی مینگریم و این شخص هیچ ربطی به این سامانه ندارد بلکه مقاله ایشان را در یک جستجوی اینترنتی فرا یافتم و از بین جستجوهای نوشتاری در این خصوص،‌آنرا موجزتر تشخیص دادم و در اینجا می آورم. به روز پیروز و فرخ روز دی به آذر و ماه فروردین سال ۳۷۵۵ یکتایی زرتشتی برابر با ۲۵۷۶ شاهنشاهی هخامنشی – هشتم فروردینماه و بیست و هشتم ماه مارس ۲۰۱۷ ترسایی.( ننگ بر من و توی ایرانی باد، که رفتن یک مرد عرب از دهی به دهی دیگر در صحرای سینا شده است مبنای تاریخی اش) به این مقال کوچی خورشیدی( هجری شمسی) هم در هنگام خودش خواهیم پرداخت / پس کنون جایگاه شماره سه در فرهنگ ایران و جهان

  و در این پایان  نوشته ، سه نگاره و یا فرتور( عکس) می آورم؛ یکی پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان بر شانه های آینده

دومی ؛ سرباز با افتخار میهن ( مرتضی جاویدی – اشلو) که با لبخند بر مرگ نشان میدهد راهش از کلاهبرداران حکومت ننگین اسلامی کلا جدا بوده است که یاد و نام همگی آن با غیرتها و تمامی جانباختگان راه آزادی و سربلندی ایران جاوید باد، چه آنان که به دست حکومت ننگین اسلامی خونشان ریخته شد و چه آنها که برای اقتدار و سربلندی ایران در جنگ هشت ساله جان بر کف روبروی دشمن ایران ایستادند و ننگ بر مجاهدان خلق که اسلحه در دست همگام با دشمن خانگی ایران زمین روبروی سرباز ایران زمین ایستادند، ننگی پاک نشدنی بر پیشانی سازمان مجاهدین خلق

و سوم؛ یک  مرگ بر خامنه ای ( دیوار نویسی) درون ایران

دلیل دو از ۴۴ – پایه همه دلیل ها

بی گمان از روز های نوشتن دلیلهای دوم تا به امروز که ششم فروردین ماه هست ،‌چند روزی گذشته است وچون پایه همه دلیل های این وب سایت در این روز( بصورت سمبولیک) زاده میشود یعنی مردی بنام اشو زرتشت ، بنابراین تصمیم گرفتم که نوشتن و نام بردن از آن انیرانیان را تا به امروز مسکوت بگذارم و زایش زرتشت را به خودم ، شما و همه ایرانیان و جهانیان شادباش بگویم و باز ذکر این نکته را لازم میدانم که ایران پیش از زرتشت وجود داشته است و طبعا فرهنگ ایران بوده است که مردی بنام زرتشت را بوجود آورده است فرهنگی با تمام خوبی ها و بدی هایش ولی یک فرهنگ انسانی بوده است که پادشاه آن فرهنگ ایرانی پیش از زرتشت( شاه ویشتاسب یا شاه گشتاسب) آن مقدار از درک و فهم و خرد داشته است که زرتشت را به بارگاهش دعوت کند و حرفهای او را بشنود با عالمان زمان خودش و روش او را جاری کنند. مردی که با سه تکیه کلام آمد و هیچگاه نیز نگفت که از بالا آمده است، خود زرتشت امکان اندیشیدن دوباره را در گفته هایش بخشید تا مقدس نشود و بر مبنای همان اعتماد به اندیشه بزرگ انسانی اش هست که من امروز با تکیه بر همه دانسته هایی که علم در اختیارمان قرار میدهد به راحتی میتوانم نگریه زرتشت را در خصوص اوروان یا روان و یا زندگی پس از مرگ رد کنم و باز اقتدا به روش و منش زرتشت بکنم و بگویم گفتار نیک ، اندیشه نیک و کردار نیک!  و اکنون که دارم به ضحاک زمان یعنی خامنه ای و دار و دسته اش هنگامی میدهم تا پیش از اشلو شدنشان ، باز این گفتار نیک هست و کردار نیک و اندیشه نیک که پیش زمینه و آمادگی بدهم برای جنگیدن با دشمن ایران

 انجام یک کار قهریه و خشونت بار نمیتواند جز کردار نانیک باشد بلکه با هدفی که به نفع ایران و فرهنگ انسانی ایران باشد پدافند دشمن ایران ولو یک دشمن خانگی ( مثل آخوند و شیعه)باشد کلا در جهت کردار نیک هست

طبعا این خلاف میل نوکران انگلیس یا بخشی از پارسیان هند میباشد که بنام زرتشت و زرتشتی گری، خنثی  بودن را و ادامه روند سیر قهقرایی و رو به سقوط هازمان و جهان  نیک اندیش ، نیک رفتار و نیک کردار را سرلوحه کارهای خود قرار داده اند و من به شدت با این نقش ریاکارانه و فریب کارانه آنها دچار مشکل هستم. جای بسی خوشبختی هست که پس از تحقیق و مطالعه در مورد پارسیان هند کلا راه خودم را از آنها جدا کردم تا دیگر وقتم را با آنها بیش از پیش هدر ندهم. در پی تحقیقات و مطالعه در خصوص پارسیان هند که در حال زوال و نابودی هستند ( و طبعا راه زرتشت را سپری نمیکنند که محکوم به نیستی و پایان پذیری هستند) متوجه شدم  که بخشی از پارسیان هند بزرگترین قاچاقچی مواد مخدر(مخصوصا تریاک به سمت چین ) بوده اند که ادامه روند استعمارگرانه انگلیس با تکیه بر اسلحه ، برده کشی و برده داری( مخصوصا برده داری نوین فعلی) و مواد مخدر بوده است. بی گمان این روشنگری در آغاز راه خود هست و پس از تعیین تکلیف وضعیت ایران با ولایت وقیح و موضوع شیعه در  فرصت مقتضی به آن خواهم یا خواهند پرداخت

ذکر این نکته را لازم میدانم که زمانی که رییس سازمان زرتشتیان جهان به من نوشت که اقدامات من موجب نسل کشی زرتشتیان در ایران میباشد به او گفتم که در اشتباه هست چون حکومت اسلامی زورش به بهایی ها نرسیده است چگونه ممکن است بخواهد حتی تصور کند که آیین اهورایی را در ایران سر به نیست بکند؟ – البته الآن میفهمم که منظورش چه بوده است چون دزدیهایی را که بنام خیریه انجام میدهند دست روی آن گذاشته ام و صد البته که همینک فرصت آنها را ندارم ولی همانگونه که بالا گفتم در هنگام مقتضی به آن خواهم پرداخت با تکیه بر آمار و ارقام و متن اساسنامه ها و ادعاهای خودشان در جلسات هییت مدیره انجمن جهانی زرتشتیان و ………………. که البته  در این میان کارشکنی های تراست فاند اروپایی زرتشتیان نیز قابل ذکر هست که باز به هنگام مقتضی به آنها و همه نوکران با جیره و بی جیره و مواجب انگلیس خواهم پرداخت (اعم از آنانکه که در بی بی سی و … به کشور خود خیانت میکنند وکمک به چرخیده شدن چرخ ارباب ارتباط جمعی چونان بی بی سی و یا وی او آ میکنند که مطلقا در جهت سربلندی و اقتدار ایران نیست/ اندکی غیرت هم خوب هست/ اینرا به همه کارکنان ایرانی بی بی سی و وی او آ و ……بخش ایران و همه آن کسانی که خودکشی میکنند تا بی بی سی بخش ایرانی با آنها مصاحبه بکند میگویم ننگ بر شما و بی غیرتی شما نسبت به کشورتان که حتی یکبار از بی بی سی نخواستید بابت بروز فاجعه ۵۷ از ایران و مردمان ایران و همه جانباختگان راه آزادی و اقتدار میهن عذر خواهی نماید/) باز هم از این بگذریم تا به هنگام مقتضی

نکته دیگر ؛ بخش بسیار ترسویی هستند که در درون ایران باز نام زرتشتی بر روی خود گذاشته اند  که تک و  توک بین آنها انسان والا و با شهامت پیدا میشود ولی باز سایه سیاه پشت سر هم زنی ها، دروغپردازی ها و چند چهره بودن های بخش غالب آنها باعث میشود که آنها اگر هم یک خرده ادعایی در خصوص آزادگی بکنند پس از اندکی زیر آن بزنند و رفیق نیمه راه باشند و ….. اینها بیشتر از دیگر ترسویان، بزرگترین دروغ را به خود و دیگران میگویند. این نمونه بسیار بارزی هست که چرا دروازه های افسانه ای ایران به دست اعراب گشوده شد و با کمال تاسف از شکستی که در برابر اعراب داشتیم بازمن خوشحالم که بر طبق اعتبار شاهنامه و دیگر رفرنسهای تاریخی ،‌این شکست، نتیجه از هم گسیختگی درونی خودمان بوده است ، پس ما از خودمان شکست خوردیم و نه عرب هزار و چهارصد سال پیش ( هر چند اعراب امروز هم مطلقا چنگی به دل نمیزنند و رشد فرهنگی و فکری آنچنانی پس از هزار و چهارصد سال نداشته اند- نگاهی به وضعیت زنان در صحرای سینا، مخصوصا آنان که بیوه شده اند و یا عدم اجازه رانندگی زنان و قوانین غیرانسانی اسلامی و تبعیض شدید علیه شیعه در عربستان و یا مسیله ناقص العقل بودن زن بر طبق قوانین اسلامی ولی همین زن ناقص العقل از دید مسلمان احمق وقتی به مسیله بردگی جنسی میرسد بلوغی زودتر از جنس مرد یا مذکر دارد،‌واقعا ننگ بر پذیرندگان چنین دیدگاه هایی……. خود حاوی این امر مهم میباشد که نه تنها اعراب عربستان بلکه اکثر کشورهای مسلمان رشد فرهنگی، اقتصادی و صنعتی نداشته اند و بعنوان مثال علیرغم اینکه عربستان به سوریه ای ها بسیار نزدیکتر بود ولی لشکر پناهجوی جنگ مسلمان با مسلمان عازم اروپا شد که پناهندگی اخذکند و صد البته به نفع اروپا تا نیروی کار ارابه های صنعتی باشند تا باز خاورمیانه و جهان را در کام سیستم سرمایه داری بکشاند)، باز گردم به موضوع خودمان یعنی کسانی که ادعای زرتشتی گری در ایران میکنند،  اگر زرتشتیان ایران معتقدند که در پناه اسلام و شیعه  در ایران به راحتی میتوانند زرتشتی بمانند و  برنامه های زرتشتی گری را پیاده و اجرا کنند،‌کاملا در اشتباه هستند. اگر آنها دل خود را خوش کنند به یک کارت زرتشتی که به صورت موالی آنها را تفکیک نموده اند و زیر پرچم ننگین الله نشان حکومت ننگین اسلامی بنشینند و عکس خمینی ملعون و خامنه ای ضحاک زمان را بر روی میز نیایش گهنبار خود بگذارند و ادعای راستی و درستی و نیایش برای ایران بکنند که مهر ایران افزونتر باشد، بی گمان دروغگو و ترسو هستند و یک دروغگو و ترسو نمیتواند یک زرتشتی راستین باشد. با این دروغ و دروج ها نیز نمیتوان به راه اشا و درستی رسید و این مماشات و سر . خم کردن آنها در برابر حکومت ننگین اسلامی کوچکترین نشانه ای از زرتشتی گری را ندارد. زرتشتی گری یعنی اینکه ایرانت را از چنگال اسلام و مسلمان ( ولو شیعه ) و چپی و توده ای و مجاهد خلق و هر نوع وابستگی فکری غیر ایرانی که رشد انسان ایرانی و کلا رشد فکری و خوشبختی انسان را متوقف میکند، رهایی ببخشی و اقتدار راستی و درستی را باز به ایران بازگردانی و هر آن اشتباهی که ما را به سقوط رسانید ،‌دوباره باز انجام ندهیم . اگر کسانی خواستند برای اصلاح سیستم حرفی بزنند یا فکر نوینی داشته باشند،‌سر آنها و چهارصد تن از یارانشان را وارونه در زمین فرو نکنیم و قلع و قمشان نکنیم آنهم به نام زرتشت. در دیدگاه انسانی زرتشت، مقام انسان والاست و این دیدگاه میتواند در جای دیگری از زمین وجود داشته باشد حتی بدون اینکه نام زرتشتی و زرتشتی گری داشته باشد،‌پس سر خط را گم نکنیم و به حاشیه نپردازیم/ هدف انسان هست و طبعا فرهنگ ایرانی طی هزاره ها توانسته است که به خوبی نشان بدهد که همانگونه که به پیشواز بهار میرود میتواند به پیشواز دوباره انسانیت نیز برود

به همین روی در این روز بزرگ که به راحتی میتواند ده روز یا صد روز اینطرف یا آنطرفتر باشد و باز هیچ فرقی نمیکند ( هیچگونه تعصبی بر روی حادثه و شخص وجود ندارد) بلکه ایده و نوع نگاه و تفکری که میتواند با خاصیتهای زندگی امروزین ما ،‌ منطبق باشد مهم هست. به صورت سمبلیک و نشانه امروز ششم فروردینماه را روز زایش زرتشت نامیده اند- ما هم آنرا گرامی میداریم و این فرصت را مغتنم میشمارم که از همه آنان که ادعای زرتشتی گری را دارند دعوت نمایم که به راه راستی و اشا بازگردند

روز زایش اشو زرتشت فرخنده باد و امیدوارم که ایران عزیزمان از دروغ و خشکسالی ( مخصوصا فکر و اندیشه )‌به دور باشد تا بتوانیم کشورهای وارث تمدن ایران را به زودی در زیر یک سقف انسانی دوباره ببینیم

بایستی زرتشتی گری را ساده بنماییم و از تمام بزک و دزدکهایی که به آن الحاق شده است دوری گزید،‌انسان مدرن و گرفتار امروزی  بایستی بداند که با گفتار نیک ،‌اندیشه نیک و کردار نیک میتواند یک زرتشتی باشد و نیازی به کارت تاییده هیچ وزارت خانه ای یا گروهی نیست که او را زرتشتی بدانند. بگو اشم وهو و ایشتم استی یعنی اینکه: راستی بهترین گزینش هست و مایه خوشبختی هست

و چه بسا در آینده آزاد ایران به این نتیجه برسیم که انسان مدرن امروزی نیازی به نام دین برگزیدن برای خود ندارد و گفتار و کردار و اندیشه اش راست باشد کافی هست. اگر دین و پیروان آن بر روی زمین به سر و صورت هم نکوبند و جنگ راه نیندازند ،‌آنگاه سیستم استعمار گر پیر اسلحه – برده داری و مواد مخدر از چه راهی میخواهد به بدبختی بیشتر انسانها دامن بزند تا قایق های تفریحی خودشان را مجلل تر بکنند

پاینده ایران آزاد که سر منشاء آزادی بخش عمده ای از جهان خواهد بود

و آنچه همیشه ادامه خواهد داشت جنگ نیکی و بدی هست

جنگ پاکی و پلشتی و امید که دیگر یک دوره ۱۴۰۰ ساله به چیزی مشابه اسلام ننگین نبازانیم خودمان را

خلبان آرشید مطیع قوانین

ششم فروردینماه ۳۷۵۵ یکتایی زرتشتی – ۲۵۷۶ شاهنشاهی هخامنشی/۲۶ مارس ۲۰۱۷ ترسایی

پی نوشت: نوکران و خودفروختگان اجنبی ها خوب ترجمه کنید برای اربابانتان ببرید ای لقمه ناپاکان انیرانی

دلیل یک از ۴۴

خامنه ای٬‌نخستین دلیل این هست که ما ایرانی هستیم و ایران و ایرانی تاثیر خودش را در جهان نشان داده که بخیل های دور و نزدیک توان دیدن آن عظمت فرهنگی و اقتدار فکری را ندارند و در صدد تفرقه افکنی و جدا نگری هستند تا کارشان را بهتر به پیش ببرند

با قضیه نسل کشی که انگلیس صد سال پیش در ایران با ایجاد قحطی بزرگ بوجود آورده است چه بهتر بود که سالها قبل این اپوزیسیون ناکارآمد٬‌که من آنها را پوفیزیسیون می نامم یک کار اساسی روی آن انجام داده بودند که حالا در سطح یک دولت سایه میتوانستیم به صورت رسمی تر گفتگو کنیم و عوض اینکه انرژی هایمان اینگونه هدر برود در یک روند متحد بین دولت غالب اسلامی و دولت مخالف سایه میتوانستیم به قضیه  نسل کشی انگلیسیها بپردازیم و بدانیم که در شرایط مخالفت درونی خودمان نیز مسیله حفظ تمامیت ارضی  ایران گرامی مان مهم میباشد و طبعا دستهای پنهان و نهان با خیانت مخالف اقتدار ایران هستند

فردی به نام اشو زرتشت با دیدن پادشاهی به نام گشتاسب نگریه خود را گفت و پادشاه عالمان را جمع کرد و با زرتشت به گفتگو پرداختند که در نهایت نگریه های او را پذیرفتند و ادامه داستان

ارتباط این موضوع با این برنام در این هست که اگر خامنه ای در طی این چهل و چهار روز،این فرصت را ایجاد کند و شروع به باز اندیشی بنماید طبعا جلو یک ناهنجاری وسیع برای ایران گرفته میشود وگرنه اشلو میشوی خامنه ای

 در شکسته شدن دروازه های افسانه ای ایران توسط اعراب وحشی و غارتگر که وارد چگونگی و دلایل و مباحث تاریخی آن نمیخواهم بشوم ، یک نکته حائز اهمیت هست که ایران نهایتا توانسته است علیرغم آنهمه خشونت تاثیر متقابل فرهنگ خود را ایجاد کند و به ظاهر پوسته ای به آن ببخشد که آن پوسته در حال حاضر شیعه گری میباشد و این شیعه گری مطلقا اسلام نیست ، اسلام همان هست که داعش دارد به جا می آورد و هر آنچه داعش امروز با مردمان میکند ، این دقیقا همان است که اعراب با نیاکان گرامی ما کردند و پذیرفتن نام اسلام وقتی که مرکز اسلام مکه و سنی گرایی هست و هم اینکه محمد گفت عترتی وسنتی / پس بدون برو و برگرد ایرانی مسلمان نیست مگر اینکه سنی باشد یعنی ایرانی مسلمان سنی که ایرانی میخواهد بماند

ذکر این نکته را هم لازم میدانم که سعد ابن ابی وقاص در پایان عمر زرتشتی شد و وارد مباحث و اسناد تاریخی این برنام نیز نمیگردم و این باز نشان دهنده آن هست که اگر ایران و جای جای آن به زیر سم ستم و زور اعراب و خیانت سلمان پارسی رفت ولی فرهنگ سترگ ایران اقتدار خود را از همان نخست نگه داشت و فرمانده لشکر عرب به زانو در آمد در برابر آنهمه بزرگواری و اقتدار فرهنگی که هنوز هم آنرا میتوانیم در جای جای جهان ببینیم

ماندگاری این اقتدار هنوز در آنجا نمایان هست که با اینهمه فشار و بدبختی که بر سر مردمان ایران زمین آمده است ،هنوز میتوان مشاهده نمود که ایرانیان بسیار انسانهای شریفی هستند که فقط به این اندازه بد شده اند و اگر این بلا ها سر هر مردم دیگری در هر جای دیگر جهان آمده بود ، وضعیت بسیار متفاوت تر میبود

 پس در یک کلام میتوان گفت که ایرانی مسلمان نیست و شیعه اسلام نیست

مردمی که هنوز سر سال نو سبزه سبز میکند پیام نوشدن و رستن را انتقال میدهد/ خامنه ای به دامان فرهنگ ایران بازگرد تا فرصت داری/ هر چند این گفتار من جایگاه اقتصادی خیلی ها را جابجا خواهد کرد و این ظرفیت هنوز در سیستم فعلی بررسی و برنامه ریزی نشده هست ولی به ناچار بهتر از اشلو شدنتان هست چون وقتی که اشلو بشوید دیگر ظرفیتی برای نوع و جنس شما باقی نمی ماند

هر روز با یک شعار مرگ بر خامنه ای بر در و دیوار شهر و روستا و خودرو و اتوبوس و ….که بدانی مرگ بر خامنه ای در زیر پوست شهر و روستا و ایران و خارج از ایران زنده هست و بدنبال فرصت اشلو کردنت

:پیشکش نوروزی من به ایران

:پیشکش نوروزی من به ایران

 

 

 

 

در وب سایت مرگ برخامنه ای دات کام

خامنه ای ٬ از آغاز سال نو۲۵۷۶ هخامنشی شاهنشاهی برابر با ۳۷۵۵ یکتایی زرتشتی ایرانی٬

به مدت ۴۴ روز به تو هنگام میدهم تا پیش از اینکه اشلو بشی

چهل و چهار روز هنگام داری که یا دست از ضحاک بودن برکشی و حرمت ایران و انسان ایرانی را نگه داری …..یا اشلو میشی٬

یا من رو از میان بردارید که بد خوابی برایت دیده ام خامنه ای ٬ من نماینده استقلال مقاومتی مردم ایران هستم٬

ایران یکبار در تاریخش ثابت کرده است و شاید این ۴۴ روز تنها شانسی هست که تو میتوانی از آن بهره ببری ٬

ایران مسلمان نیست و شیعه نیز اسلام نیست. ایران به اسلام نیازی ندارد.

به خرد خودت بازگرد و فرهنگ ایرانی را درک کن ٬ تا اشلو نشی وگرنه من از جان گذشته برای ایرانم ایستاده ام٬

ای ضحاک زمان کسانی که جا برایت بکشند را در همه جا زیاد داری ٬ جوجه بسیجی هات رو بفرست بیان تا اونها رو نخست اشلوشون بکنم.

این هم پیشکش نوروزی من به صلابت ایران جوان

“سر بالين فقهي نوميد، كوزه اي ديدم لبريز سوال”

تا وقت داری به دامان فرهنگ ایران بازگرد وگرنه مردن تو که مهم نیست٬ تو هم یک آدم مثل همه آدمهای دیگر٬‌مهم این است که چه اثری از خودت میگذاری

اثری که تاکنون از خودت گذاشته ای خالی از مهر و انسانیت و فرهنگ انسان پرورایرانی بوده است و این هشداری هست برای بیدار شدن و بیدار کردنت

از خواب غفلتت بیدار شو و در این ۴۴ روز برای تو ۴۴ دلیل خواهم آورد که ایران و ایرانی و تاثیر فرهنگ آن چقدر شگرف هست و تو هنوز هنگام داری که به دامان فرهنگ ایران بازگردی

خلبان آرشید مطیع قوانین