دلیل شش از۴۴

در بخش پیشین گفتیم که دنیا بدون اسلام خیلی راحت تر بود و جنگ و خونریزی و کشتارش نیز کمتر ولی نبایست این اشتباه را بکنیم که مسیحیت یا یهودیت سر منشا اسلام و ادیان سامی همگی در یک خط با خدای خونخوار و نگران و عصبانی هستند

بعنوان مثال کشتار و خونریزی خدای دیوانه قرآن را در نظر داشته باشید که انسانها را زجر میدهد میکشد و دوباره زنده میکند که دوباره زجر بدهد. شما یک کاردستی درست میکنید با مقوا و زیر پا له میشود چقدر دلتان میسوزد حالا خدای خشک ادیان سامی همه اش بزند و بکشد و زجر بدهد!‌نمونه تلطیف شده اش را هم داریم که همه مشکلها را پسر خدا بایستی بکشد و مسیح را به زجر میکشد البته این مسئله را هم در مورد ابراهیم و پسرش اسماعیل داریم که بعد کشتن نخستین پسر خانواده جایش را به سر بریدن  بخشی از آلت مردانه در آمد که خدا خشنود بشود و بعد هم کلی مطالب علمی و پزشکی برایش ساختند!‌بلی داشتم میگفتم که مسیحیت نیز در پایان هر هفته مثل گروهی خونخوار و آدمخوار در کلیسا به صورت نمادین شراب را بعنوان خون مسیح میخورند و یا نان مقدس را به عنوان بدن مسیح و واقعا چندش آور هست وقتی کاری را انجام بدهی و زیرپایه های آنرا نخوانی و ندانی

در مورد یهودیها نیز کافی هست که بین آنها زندگی کنید ،‌خیلی فرقی با حزب اللهی های دو آتشه خودمان ندارند البته همین آیین مزدیسنی نیز حزب الاهورایی دو آتشه زیاد دارد دقیقا با همان مشخصات یهودیها و جوجه حزب اللهی ها – پیراهن رو و انگشتر عقیق در دست با یقه چرک و فکرهای بسته

در مورد بهایی ها نیز واقعا حالت تهوع به آدمی به دست میدهد که بخواهی حرف بزنی چون این گروه نیز آنقدر تشخیص نمیدهند که این منافعی و این جمعیت هفت میلیون و نیمی که در عرض صد و پنجاه سال جمع شده اند بنیادش و پایه اش خنثی کردن و منحرف کردن نهضت مشروطه در ایران بود ،‌یعنی سربلندی یک کشور و آزادی و آزادگی پروری یک کشور هزینه اعتقادی میشود که هر روز بیشتر از دیروز سعی در مظلوم نمایی آنها میکنند و دروازه های جهان را بر روی آنها بازکرده اند و باز هم با کمال تاسف میبینیم که بخش زیادی از این جماعت سوء استفاده کننده  هم تقاضاهای پناهندگی هایشان را به نام بهایی میدهند و هم اینکه پاسپورتهای ایرانی نکبت بار جمهوری اسلامی را در جیب میگذارند و در سفر دایم به ایران هستند

در خصوصعلی محمد شیرازی (‌باب) و اقامت  او در بوشهر از ۱۸ تا ۲۱ سالگی که به تجارت مشغول بود و سپس به کربلا رفت و شاگردیکی از سران شیخیه شد بنام سید کاظم رشتی و اینکه چرا در پایان آبش با انگلیسیها در یک جوی نرفت و بابیه و بهایی در اینجا دچار آشفتگی شدند- سیستم محفل نه نهی که محافل بابی انجام میدهند و مبنای عدد نوزده در محاسبات آنها و طرح جامع استثماری که به پیش میروند و با توجه به شکست اخلاق و ترویج فرهنگ دو رویی در بین آنها مخصوصا جوانانشان که همه کارهایی را نهی شده است به واسطه دینشان انجام میدهند ولی رویه سازی میکنند. به هر روی درد زیاد است و خاین زیاد تر و شاید اگر آگاهی مردم بالا برود و این امکانات فراهم بشود که خودمان یک بار به خودمان فکر کنیم و ریشه بدبختی های خودمان را تشخیص بدهیم ،‌به افتخارهای خودمان دست پیدا خواهیم کرد

و جای بسی  تاسف هست وقتی که انگلیسیها مانکجی ایمجی هاتریا را به ایران فرستادند و او نیز نهایتا نام درویش فانی را پس از دیدار«رحمت علی شاه» – قطب دراویش نعمت اللهی – در ماهان – روابط دوستی عمیقی با وی به هم زد را برای خود برگزید. هدف او امتداد استعمار انگلیس در ایران بود با یک سرفصل جدید و البته سرقت آثارباستانی ( خرید) شامل کتب و نسخ دست نویس – سکه ها و … و انتقال آنها برای اربابانش  را نبایست فراموش کرد به انضمام کارهای بسیار دیگری که انجام داد و از حوصله این مقال خارج هست

درد بیشتر اینکه من بایستی در دل لندن بنشینم و این مطالب را در مورد استعمار پیر بنویسم یعنی پناهنده شدن به خاک دشمن از دست دشمن خانگی/ این بخش دیگر خیلی درد ناک هست

پس در یک بررسی اجمالی به این نکته رسیدیم که همه ادیان مطرح جهان شامل زرتشتی گری ،‌و ادیان سامی گری بازیچه ای برای گروه هایی شدند که خیلی هوای همدیگر را هم دارند

مردم ایران به اصالت خودشان برگردند یعنی اینکه اندکی آگاهی هایشان را با خواندن برگ هایی از تاریخ بالا ببرند ،‌نگاهی به فلسفه زرتشت داشته باشند که یک مرد خردمند از آن خطه بوده است و اگر زرتشت را امروز بر روی زمین می آوردند سواد یک پسر هفت هشت ساله از اینترنت و موبایل نسبت به زرتشت آمده از چند هزار سال پیش بیشتر بود ولی حرف حسابی که زده است با خرد خود در سخنان من بنگرید و راه نیک و بد را بپذیرید. فلسفه زرتشت بعنوان یک خردمند ایرانی میتواند نقض حرفهای خودش یا حرفهایی که به او نیز نسبت داده اند هم باشد و این یعنی پایان خشکه اندیشی

گروهی از زرتشتیان پارسی که نوکر چشم و گوش بسته انگلیسی ها هستند در یکی از فرمهای پذیرش خودشان بخشی را دارند که اگر امروز خود زرتشت هم بیاید و بخواهد عضو آنها باشد به وی اجازه نخواهند داد چون حرف نخست آنها این هست که فرد مذکور بایستی زرتشتی زاده باشد و این خیلی خیلی مسخره هست

آیین زرتشت هم به تنهایی خودش نمیتواند نجات دهنده و نگه دارنده باشد چون کمااینکه آیین رسمی کشور در دوران ساسانی زرتشتی بود ولی دیدیم که چه نکبتی بر سر ایران بارید و چگونه خیانتها شروع شد و مقاومتها هنوز ادامه دارد در برابر حمله وحشیانه اعراب و ایران و فرهنگش دمار از روزگار اسلام در آورده است و اینجا یاد شیرمرد بزرگ ایرانی ،‌پیروز نهاوندی یا ابولوءلوء را  گرامی میدارم که بخشی از انتقام ایران و ایرانی را از عمر بن الخطاب گرفت،‌دستش درد نکنه ولی کار امروز ما انتقام گرفتن نیست ،‌کار امروز ما آزادسازی ایران هست و رهایی اندیشه ایرانی از تمامی زنگوله های استثماری و استعماری  و پیشبرد انسانیت و ارزشهای اخلاقی انسانی در ایران

وگرنه اگر به حساب نیروهای مستشاری و یا کشور گشایی مدرن باشیم که حکومت ننگین جمهوری اسلامی نیز در حال حاضر در کل منطقه ( سوریه – بحرین – یمن – عراق و آفریقای جنوبی و .. ) حضور مستمر دارد و ضمنا فراموش نکنیم که همین حکومت ننگین جمهوری اسلامی ایران هست که در حال حاضر ضامن تمامیت ارضی ایران هست وگرنه ایرانیان خودفروخته بی بی سی نشین و وی آو آ نشین که تمبان خودشان را هم بالا نمیتوانند بکشند چه بخواهند که کشور را نجات!‌دهند

در مورد چپی های چپول نیز دیگر هیچ نمیگویم که حزب و گروه و فکر به این خاینی ( مخصوصا توده )‌در تاریخ اخیر ایران کم مانند هست

پس در یک جمع بندی کلی گفتار نیک – اندیشه نیک – کردار نیک بعنوان مبنای آموزه ای هست که یک انسان بنام زرتشت از خودش برای ما به یادگار گذاشته است و این درجنگ دایم با بدی ها هست و هر انسانی که جنگ با بدی را به کناری بگذارد و خنثی زندگی کند،‌ طبعا نمیتواند خودش را زرتشتی بنامد،‌ زرتشتی گری یعنی سربلندی و آزادگی یک ایرانی آزاده که فرهنگ جهان و با تاکید میگویم که فرهنگ جهان وامدار فرهنگ انسانی ایران هست و بهتر است به فکر ماشین بهتر و خانه بهتر و …. نباشیم و به فکر ایران عزیزمان باشیم چون آخرین مدل ماشین را هم که امروز سوار بشویم پنج سال دیگر این مدل ماشین قدیمی شده است

در این بخش یهودی و مسیحی و مسلمان و شیعه و بهایی را همه به توپ بستم و گفتم که منشاء آنها کجاست و این ملاکی نمیشود که بگوییم فقط دیدگاه زرتشتی گری برتر هست بلکه شاید انسانی درگوشه ای از دنیا با گفتار نیک – کردار نیک و اندیشه نیک زندگی بکند و یا اینکه هیچ دینی نداشته باشد و یا اصلا از نام زرتشت خبر نداشته باشد- درگیر شخص و حادثه نبایست بود بایستی به عمق اندیشه رسید ولی ببینیم که آیا صاحبان زر و زر و روز  میگذارند؟

عشق به میهن و فرهنگ ایران را نمیتوان با زور و دشنه و ترس از آتش جهنم به آدمها تحمیل کرد،‌عشق کلا تحمیلی نیست بلکه یک خواستن هست که میتواند زمانی نیز در سکوت و دوری هم برگزار شود

در بخش بعدی که دلیل هفت از چهل و چهار خواهد بود باز به مطالب عددی و تاریخی فرهنگ ایران اشاره خواهیم نمود

خامنه ای بعید میدانم که اینهمه آگاهی از تاریخ و فرهنگ کشور ایران داشته باشی ولی اگر این آگاهی ها را داری و سکوت کرده ای بسیار بزدل و ناراست هستی و طبعا هر ایرانی که این آگاهی ها را داشته باشد و سکوت بنماید- یک زندگی یکباره هست و مطمین باشید که پنج دقیقه قبل از مرگتان بر روی تختهای بیمارستانهای درون و برون ایران در کهنسالی به حرف من خواهید رسید که چقدر مفت زندگی را باختید به آجر و سنگ و سیمان و آهن و کاغذ و درون خود و فکر و اندیشه تان را فروختید به چیزهایی که ارزشمند نبودند و پس از مرگتان در دست وراثی خواهد بود که میخورند و می پاشند و به شما میخندند از آنهمه بی عرضگی و درماندگی

شاد و تندرست باشید

به یاد تمام آزادگان ،‌جانبازان،‌جان باختگانی که با سربلندی برای ایران ایستادند

چه در درون سیاهچالهای رژیم ننگین اسلامی و چه در جبهه های جنگ و سیاهچالهای دشمنان ایران

پاینده ایران آزاد و ایرانیان آزاده

خلبان آرشید مطیع قوانین

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *