دلیل سیزده از ۴۴

خبر تازه و توضیح برای پست آخر و اعتراض به سرکار س/م/ح بابت گفتار ایشان

پیش از نوشتن این خبر بهتر است به خامنه ای الدنگ بگویم که بزرگواری فرهنگ ایران را میتوانی دوباره ببینی. انسان آگاه و مدرن از اشتباه خود فرا میگیرد و به اشتباه خود اقرار میکند و اشتباه خود را تصحیح میکند و این یعنی یک مدیریت نوین و خطی که ساختار مدیریت هرمی و ناکارآمد تمامیت خواه حکومت ولایت وقیح تو را میشکند

انعکاس خبر زیر را که پس از نوشتن مطالب زیر دریافت شد در این مکان لازم میدانم. از سرکار س/م/ح که این توضیح را دادند سپاسگزاری ویژه میشود و پسندیده هست که  به این بیت شاهنامه توجه وافر نمایند که

دل و مغز را دور دار از شتاب                                    خرد با شتاب اندر آید به خواب

.سرکار س/م/ح تلاش میکنم که امشب با شما پیوند تلفنی بگیرم

پاینده ایران آزاد

خلبان آرشید مطیع قوانین – در زندان بزرگ بریتانیا – لندن

 

دلیل سیزده از ۴۴

خامنه ای الدنگ ببین چکار داری میکنی؟ کار به جایی رسیده که یک جنبشی شروع به تهدید زن و بچه های جیره

خورانت  کرده است

شرایطی که دشوار میشود،‌جنبشی که چنین تهدیدی کرده است به خوبی نشان داده که توانایی انجام چه کارهایی را دارد ولی اینجا خط قرمزی هست که من شخصا با آن موافق نیستم حتی  اگر فقط یک حربه تبلیغاتی باشد

سرکار هنرمند س.م.ح جنبش راه انداز،‌ آفرین درود به تو و خسته نباشید ولی همینجا بگویم که وظیفه ایران و فرهنگ ایران حفظ حریم و حرمت انسان و کرامت انسانی هست. نخست اینکه آيا الدنگهایی که حامی خامنه ای  هستند فقط یک سری زن و بچه دارند و یا آنقدر شرافت دارند که با از دست دادن زن و بچه شان ناراحت بشوند؟ آنها که تفکری دارند که همه به بهشت میروند و آنقدر هم با توجه به اعتقاد اسلامی شان بی غیرت هستند که پیشاپیش حاضرند زنانشان در بهشت با دیگران باشد پس فکر میکنی چه میشود؟ دوباره زنی دیگر میگیرند و بچه هایی دیگر راه می اندازند و بیش از بیش به زن و بچه های مخالفانشان متعدی میشوند . حربه خوبی انتخاب نکردی سرکار س.م.ح

و آیا اصلا این با اخلاقیات کورش و تصوف و عرفانی که شما از آن دم میزنید و ملغمه ای که درست کرده اید و در این شرایط نمیخواهم به بیان آن بپردازم مبادا جنبش  آزادیخواهانه مردم ایران را ضعیف کرده باشم،  ولی آیا این حرف درست هست که حمله به زن و بچه بی گناهی که در خانه نشسته اند؟

من که عاشق پرواز و خلبانی هستم با اینکه امکان خلبان هواپیمای جنگی شدن را داشتم هیچوقت وجدانم قبول نکرد که در یک جنگ نا برابر عده ای آدم در جایی نشسته باشند و  بمب بر سر آنها بریزم حال چگونه میتوانم این وقاحت شما را قبول کنم که جان و ناموس هم میهنان  من را ولو زن و همسر و دودمان  دشمنانم  باشند را هدف قرار بدهی. این اندیشه و گفتار حتی وقیح تر از خود دشمن وقیح من و ما هست

 این تعدی به حقوق انسانهای بی گناهی هست که ما میخواهیم ضامن آزادی و سعادت آنها باشیم. من همیشه کارهای شما را به دیده یک شو تلویزیونی نگاه میکردم و در این دوران مبارزه تنها ویدیویی که از شما دیدم همین ویدیو اخیر شما بود چون برآمد کار شما در مبارزه آزادیخواهانه برایم مهم بود و آنهم آزادی ایران بوده و هست و خواهد بود

حتی با جدی ترین دوستان در جدی ترین لحظات مبارزه نیز کارهای شما را با خنده و شادی پیگیری میکردم که دوستم میگفت ایران سرزمین شگفتیهاست  که چگونه شوخی شوخی با یک برنامه تلویزیونی ، رادیویی چنان کارسترگی انجام میشود. من میدانم و تو خودت هم میدانی سرکار س . م . ح که چگونه با دست خالی این راه را رفتی. از آن روزهایی که کراوات یه وری را روی شانه ات می انداختی و برنامه میساختی و حرف میزدی ،‌میخندیدیم و لذت میبردیم زیبایی طنزی را که در درون تو هست و حال میخواهی آن طنازی زیبای درونت را با خشونت و تعرض به خانواده ایرانی  داخل کنی. خوب اینگونه میشود که روان ناپاک از چشمان انسان میزند بیرون،‌بسیار متاسفم راه ما در اینجا جداست ولی کماکان من سفارت ها رانمادین آتش میزنم

سرکار س . م . ح شما اگر میخواهی آتش بزنی نخست به نام   عربی خودت بزن،‌چرا نام تو بایستی عربی باشد با یک پیشوند سید؟ همان پیشوندی که علی گدا یا خامنه ای الدنگ دارد. شما به آن آتش بکش

آن آقای ر.ا.ز  نخست نام ننگین خودش را که نام مرتیکه دجال بود که در ۵۷ آن شور بیشعور را با رهبری اش به آن نقطه رساند یا برایش رسانیدند و تا ده سال و اندی پس از آن پایه های تروریست و …. را به پیش برد

تکنیک و تاکتیک لازم است آقای س.م.ح، لطفا مبارزه را ضعیف نکنید. امشب تلاش خواهم کرد که با شما تلفنی گفتگو کنم ،‌البته اگر به ساحت والایتان دستم برسد

بسیار زننده بود این رفتار و این گفتار،‌اصلا چنین توقعی نبود از روان چنین مبارزه ای که به این خوبی پیش رفته بود

که او پهلوانی بود نامدار                سرافراز و هشیار و گرد و سوار

انسان شان جایی را که ایستاده است بایستی حفظ کند

پس آنگاه فرق تو و خامنه ای و مجاهدان خلق چه خواهد بود که اینچنین روبروی روان ایران و ایرانی ایستاده اند

مشکل از درون ماست،‌مشکل خود ما هستیم/ من اگر با برادرم ، عموهایم،‌دایی هایم ، عمه هایم  و همه کسان فامیلم بر سر اعتقادات مذهبی و اسلامی شان مشکل دارم و آنها را دشمن ایران و فرهنگ ایران میدانم ولی آنها یک دشمن خودی هستند،‌ قضیه در عین حال سادگی خیلی پیچیده هست. شرافت و جوانمردی و اخلاق این اجازه را نمیدهد،‌مهر کنید جنبش را با این سبک سری ها کند نکنید

شاهزاده از آن طرف میرود و با تلویزیون نامعلوم الحال من و تو مصاحبه از پیش ضبط شده میدهد حتی مستقیم هم مصاحبه نمیکند! شما مفهوم این امر را به دلیل اینکه در رسانه هستید شاید بهتر از دیگران متوجه بشوید که تخصصی در این کار ندارند

و از آن سو شما هم می آیید و چنین لاطایلاتی میبافید که زن و بچه دشمن را هدف قرار بدهید / متاسفم آقای سید محمد حسینی که اصلا حال نمیکنم نام عربی ات را به زبان بیاورم،‌شما غلط زیادی میکنی که متعرض زن و بچه دشمن من و خودت بشوی/ دشمن من و دشمن تو یکی است ولی ناموس دشمن من و فرزند دشمن من تحت پناه فرهنگ سترگ ایران هست، شما آبشخور فرهنگی ات کجاست؟

اگر چنین باشد که شما میگویی پس چه تفاوتی بین شما و اعرابی هست که چهارده سده پیش آنچنان بر سر خواهر و مادر و برادرهای ما ایرانیان آوردند،‌بسیار سخیف هست این گفتار تو حتی پایین تر از گفتار سخیف خامنه ای. اینگونه آیا میخواهی وجهه ای برای خامنه ای بخری؟

ما اگر بایستی شروع کنیم  هیچ نقطه ای بهتر از خودمان نیست. قرآن را هم میتوان آتش زد و هم میتوان بازش کرد و برای مردم خواند که آگاه بشوند که چه خضعبلاتی در آن کتاب مقدس مسلمانان هست

بگذارید که آتش به اندیشه انسانها بیفتد. همه اروپا و آمریکا و اسراییل و …. همه نخست به منفعت خودشان می اندیشند و بعد به ایران می اندیشند

ای ننگ بر تو خامنه ای الدنگ که جایگاه رهبریت را درست نفهمیدی،‌سخنرانی خودت را یادت می آید،‌ویدیو زیر را دوباره ببین مرتیکه الدنگ که زود یهو جو گرفت تو را

 بلی سرکار س . م . ح و سرکار ر.ا.ز فکر کنم بهتر است شما از نامهای خودتان شروع کنید و از نام عربی خودتان را خلاص کنید و نام ایرانی برگزینید که این بزرگترین آتش به جان نظام ولایت وقیح خواهد بود

همانگونه که من خودم نام ننگین محمد حسین را از هجده سالگی به آرشید تغییر دادم،‌فقط کافی نیست که اندیشه ایرانی داشت ، بایستی برای ایرانی بودن کوشید ودگرگونی نام از عربی به نام ایرانی نخستین گامی هست که میتوان برداشت

پاینده حرمت انسان و انسانیت حتی در مبارزه نابرابری که با رژیم سفاک آخوندی/اسلامی داریم

س . م . ح اینهمه بچه کارتن خواب داریم ،‌ من هر روز زجر میکشم و تو اصلا غیرتت قبول میکند که یک بچه گهواره ای در آتش خشمی بسوزد که چون پدرش مثلا چنان بوده یا چنین بوده است؟ خیلی خیلی از این اندیشه و گفتار تو دوری میگزینم کمااینکه هنوز روبروی آخوند و اسلام و شیعه در ایران عزیزم می ایستم و اینگونه نیز میمیرم

آه که چه زندگی گند شده است این روزها

نه اینکه از مبارزه خسته شده باشم بلکه از جنون انسانی ،‌ کاشکی میتوانستم در روستای دوری در ایران عزیزم  با یک تفنگ و یک زمین کوچک و چند گاو و گوسفند و یک کشت و زرع کوچک و بی خیال اخبار و اینترنت و زیاده خواهی شهر و شهر نشینان

دلم برای انسانیت انسان ایرانی سخت تنگ شده است

روحانی اش سیاستمدار شده

سیاستمدارش دستمال به دست شده

دستمال به دستش همه کاره شده

همه کاره اش روحانی شده

روحانی هیچ کاره شده

هیچ کاره اش مدعی العموم شده

مدعی العمومش خاین به جان و مال و ناموس مردم شده

جان و مال و ناموس مردم نیز بیگانه شده است

بیگانه نیز با بی بی سی اش کاسه داغتر از آش شده

و …. این پیچیدگیهای مسموم کماکان ادامه دارد

آه ای ایرانی به انسانیت خودت و به فرهنگ انسانی خودت بازگرد

       که یزدان پیروزگر یار ماست    جوانمردی و مردمی کارماست

ایکاش یزدانی وجود داشت

در اینجا دو نامه از کمیته مجازات برایتان میگذارم،‌میخواهید اولتیماتوم بدهید اینگونه اولتیماتوم بدهید که ریزش صورت بگیرد ، چقدر ضعیف بایستی باشد که انسان زن وبچه بی دفاع را بخواهد مورد هجمه قرار بدهد. حد اقل میگفتی ماشین هایشان نه زن و بچه آنها

 

پاینده ایران آزاد

خلبان آرشید مطیع قوانین – در زندان بزرگ بریتانیا – لندن

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *